تبليغاتX
سرزمین باران

چهارشنبه هجدهم مهر 1386

دوست داشتن

تا حالا شده یه پروانه را با دست بگیری؟

میخوای ببینی زنده هست یا نه،

اگه دستت رو باز کنی،پر میزنه میره،

اگه محکم بگیریش میمیره،

دوست داشتن هم یه چیزی مثل همینه.

تا حالا بهش فکر کردی؟؟؟

نوشته شده توسط مرد بارانی در 5:15 بعد از ظهر |  لینک ثابت  

چهارشنبه یازدهم مهر 1386

مناجات

الهـي

باز آمديم با دو دست تهي چه باشد اگر مرحمي بر خستگان نهي

الهـي

گرفتار آن دردم كه تو دواي آني و در آرزوي آن سوزم كه تو سرانجام آني

الهـي

هر دلشده اي با ياري و غمگساري و من بي يار و غريبم

الهـي

چراغ دل مريداني و انس جان غريباني، كريما آسايش سينه محباني و نهايت همت قاصداني

الهـي

جرم من زير حلم تو پنهان است و تو پرده عفو خود بر من گستران

الهـي

اين چيست كه با دوستان خود كردي كه هر كه ايشان را جست ترا يافت و تا ترا نديد ايشان را نشناخت

الهـي

عاجز و سرگردانم ، نه آنچه دانم دارم و نه آنچه دارم دانم

الهـي

بر تارك ما خاك خجالت نثار مكن و ما را به بلاي خود گرفتار مكن

الهـي

چون به تو بنگريم شاهيم و تاج بر سر وچون بخود نگريم خاكيم و از خاك كمتر

الهـي

هر كس تو را شناخت هرچه غير تو بود بينداخت

 

پ.ن:خدایا تو این شبهای عزیز همه را از چشمه رحمت و بزرگیت سیراب کن.

خدایا از من آهی و از تو نگاهی.

نوشته شده توسط مرد بارانی در 1:4 قبل از ظهر |  لینک ثابت