جمعه سی ام آذر 1386
شب یلدا مبارک
شب یلدا، درازترین شب سال، شب اول برج جدی، شب چله بزرگ زمستان است. یلدا در سریانی به معنی میلاد است. چون شب یلدا را با میلاد مسیح تطبیق میکردند از اینرو بدین نام نامیدند.
در گوشه گوشه كشور عزيزمون آيين هاي خاصي براي اين شب برپا ميكنند و همه به قسمي اين شب رو جشن ميگيرند. فكر كردم خالي از لطف نباشه كه براي شما از مراسم اين شب در گيلان بنويسم.
در گیلان هندوانه را حتما فراهم می کنند و معتقدند که هر کس در شب چله هندوانه بخورد در تابستان احساس تشنگی نمی کند و در زمستان سرما را حس نخواهد کرد. «آوکونوس» يا «آب كونوس» یکی دیگر از خوردنیهای خوشمزه ایست که در این منطقه در شب یلدا رواج دارد و به روش خاصی تهیه می شود. در فصل پاییز، ازگیل خام را در خمره می ریزند، خمره را پر از آب می کنند و کمی نمک هم به آن می افزایند و در خمره را می بندند و در گوشه ای خارج از هوای گرم اطاق می گذارند. ازگیل سفت و خام، پس از مدتی پخته و آبدار و خوشمزه می شود. آب کونوس در اغلب خانه های گیلان تا بهار آینده یافت می شود و هر وقت هوس کنند ازگیل تر و تازه و پخته و رسیده و خوشمزه را از خمره بیرون می آورند و آن را با گلپر و نمک در سینه کش آفتاب می خورند.
اميدوارم تو اين شب يلدا به همتون خوش بگذره و كنار خانواده گل بگيد و گل بشنويد و فال حافظ بگيريد.
و خلاصه حالشو ببريد.![]()

شب یلدا مبارک
چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386
قیر (Bitumen)
تاريخچه قير
سومريها، آشوريها و بسياري از تمدنهاي پيشين از قير به طور وسيعي استفاده ميكردند. از اين ماده به عنوان ماده ضد رطوبت و نيز محافظ براي چوب و براي موارد مختلفي نظير موميايي كردن ، مجسمه سازي و تزئينات استفاده ميشد.همچنين قير موجود در بسترهاي طبيعي به همراه آجرهاي پخته شده بصورت ماستيك در ساختمانهاي معابد، پايه پلها ، خيابانها و خانه ها بكار برده ميشد.

آغاز صنعت مدرن قير را ميتوان به 1712 ميلادي نسبت داد كه سنگهاي قير طبيعي در فرانسه كشف شدند.در آن هنگام مواد قيري را بطور ساده اي به صورت كلوخه روي سطح جاده هاي محلي پخش ميكردند و ميگذاشتند كه ترافيك به تدريج آنها را ساييده و متراكم نمايد.اين تكنيك كاملا موفقيت آميز بود و در مدت كوتاهي پيشرفت هايي در كار ، بصورت پودر كردن و گرم كردن مواد قيل از استفاده حاصل شد. سپس آسفالتها را با كوبيدن و مسطح كردن توسط آهن داغ (اتو) متراكم و محكم مينمودند. اين ماده كه عموما به نام سنگ آسفالت متراكم (Compressed Rock Asphalt) شناخته ميشد ، با موفقيت بسياري در خيابانهاي اروپا بكار گرفته شد. و اين روند به تدريج ادامه يافت، بطوري كه امروزه با پيشرفت علم و تكنولوژي، قير كاربردهاي متنوع و گسترده اي در صنايع گوناگون و جهت مصارف مختلف منجمله راهسازي ، پوشش كف ، بام ، لوله هاي زيرزميني ، محافظ فلزات ، آب بندي مخازن ، كانالها ،پل ها ، تثبيت شنهاي روان ، رنگ آميزي و ... پيدا نموده است.

قير چيست؟
بدون شك واژه قير نزد توده مردم واژه اي آشنا است اما شايد اين ماده به آن اندازه كه در عرف عاميانه ماده اي شناخته شده و مشخص است براي متخصصين فن معروف و مشخص نباشد. در برداشت عاميانه " قير ماده اي سياه ، بدبو و گاهي ناخوشايند است كه دو خاصيت مشخص دارد.
چسبندگي و آب بندي ؛ منشا آن از نفت ميباشد و در تهيه آسفالت يا قيرگوني بام بكار ميرود " و البته اين نگاهي از دور به قير است كه تنها مشخصات ظاهري آن را دربر دارد.
از ديدگاه صاحبنظران ، قير نه يك ماده معين با خواص مشخص بلكه آميزه اي از طيف وسيع هيدروكربورهاست كه بصورت جامد و مايع با هم ممزوج شده اند. بر اين اساس ، تجزيه مولكولي قير تقريبا امري ناممكن است و تنها ميتوان با استفاده از روشهاي خاص جداسازي با حلال ، گروه هاي مشابه هيدروكربري آن را جداسازي ، دسته بندي و خواص عمومي هر يك را با استفاده از ( IR NMR ، GPC و ...) مشخص نمود. بديهي است كه نتيجه چنين آناليزي بسيار وابسته به روش جداسازي و نوع حلالهاي بكار رفته ميباشد وجود تعاريف متعدد و استفاده بي قيد و شرط از واژه قير ، يافتن تعريف دقيقي را براي اين ماده امكانپذير ساخته است.
ASTM (American Society for Testing and Material) قير را بصورت زير تعريف ميكند:
"دسته اي از مواد داراي خاصيت چسبندگي به رنگ سياه يا تيره (جامد ، نيمه جامد يا ويسكوز ) با منشاء طبيعي يا توليدي كه عمده اجزاي سازنده آنها را هيدروكربنهاي با وزن مولكولي بالا تشكيل ميدهند و در دي سولفيد كربن محلول ميباشند".
مفهوم واژه آسفالت(Asphalt) نيز ابهاماتي را دربر دارد . اين واژه در ايالات متحده آمريكا معادل واژه قير(Bitumen) بكار برده ميشود. اما در ايران بيشتر به معني مخلوط آسفالتي بكار رفته در راهسازي ميباشد.
انواع قير
قير را از نظر منشاء توليد، ميتوان به سه دستة قيرهاي طبيعي، قطراني و نفتي تقسيمبندي كرد:
الف) قيرهاي طبيعي (Native Asphalts or Natural Bitumens)، دستهاي از مواد قيري هستند كه تحت تاثير عوامل جوي و گذشت زمان به طور طبيعي ايجاد شده و بدون نياز به روشهاي تقطير بهكار ميروند و از لحاظ تركيب و خواص بسيار متنوع ميباشند.
ب) قيرهاي قطراني (Coal Tar Pitches)، موادي سياه رنگ و سخت هستند كه باقيماندة تقطير قطران زغال سنگ ميباشند. سطح تازه شكستة آنها براق بوده و به هنگام حرارت دادن، با افت سريع گرانروي، ذوب ميشوند و دماي ذوبشان به روش توليد آنها وابسته است.
ج) قيرهاي نفتي (Petroleum Asphalts)، آن دسته از قيرهايي هستند كه منشاء آنها نفت خام ميباشد. اين قيرها، قيرهاي جامد و نيمه جامدي هستند كه به طور مستقيم از تقطير نفت خام و يا با عمليات اضافي ديگري نظير دميدن هوا به دست ميآيند و نسبت به انواع ديگر قير، كاربردهاي بيشتر و مصرف بالاتري را دارا هستند
نحوه توليد قير نفتي
نفت خامي كه توسط لولههاي قطور و از مراكز بهرهبرداري به پالايشگاه منتقل ميگردد، پس از تصفيه و انجام مراحل مختلف عملياتي (در همين مراكز)، تبديل به فرآوردههاي گوناگوني ميشود كه قير نفتي نيز از جملة اين فرآوردهها ميباشد.
اين قير در فرآيند تقطير در برج خلاء به دست ميآيد كه ته ماندة برج تقطير در خلاء (V.B) نام داشته و تحت تاثير دو متغير تقطير و نفت خام قرار دارد. اين تهمانده، پاية ساخت قيرهاي مختلف ميباشد كه در برخي موارد بهطور مستقيم قيري با مشخصات قيرهاي راهسازي به دست ميآيد ولي در عمدة موارد، موجب توليد قيري ميگردد كه بسيار نرم بوده و براي تهية قيرهاي مناسب راهسازي و بام ساختمانها، نيازمند بالا بردن نقطة نرمي از طرق مختلف نظير هوادهي ميباشد. در فرايند هوادهي كه اكسيداسيون نيز خوانده ميشود، مجموعهاي از فعل و انفعالات پيچيدة شيميايي، نظير هيدوروژنزدايي، پليمريزاسيون و كنداوسيون صورت ميپذيرد كه بالابردن نسبت كربن به هيدورژن، قير رقيق را به تدريج سفتتر ساخته و امكان ساخت قيرهاي مختلف را ميدهد.
اقسام قير مصرفي
قير را از حيث نوع مصرف به دو نوع قيرهاي راهسازي يا قير رقيق و قيرهاي ساختماني و (عايق بام) يا قير سفت تقسيمبندي مينمايند. حدود 90 درصد از قيرهاي توليدي در راهسازي و 10 درصد آن براي مصارف عايقكاري به كار برده ميشود. در كشور ما، عمدة مصرف قير توسط وزارت راه و ترابري جهت ساختن جادهها و همچنين شهرداريها به منظور روكش خيابانها صورت ميگيرد.
قيرهاي راهسازي را معمولاً بر اساس درجة نفوذ يا نفوذپذيري (Penetration) دستهبندي مينمايند. درجة نفوذ يك مادة قيري، بيانگر قوام و استحكام آن ميباشد كه به صورت تعداد واحد نفوذ (يك دهم ميليمتر) يك سوزن استاندارد قائم در يك نمونة قير و در شرايط معيني از زمان و وزن روي سوزن و دما تعريف ميگردد. معمولاً درجة نفوذپذيري قيرها را 25 درجة سانتيگراد با وزنة 100 گرمي و در مدت 5 ثانيه اندازهگيري مينمايند. قيرهاي راهسازي كه در ايران ساخته ميشود، "60 به 70" ، "40 به 50 " و "85 به 100" ميباشد كه اين اعداد بيانگر محدودة درجة نفوذ قيرها ميباشد.
ادامه دارد...
یکشنبه هجدهم آذر 1386
عالم بی عمل
حداقل 15 نفر در این دنیا تورا به دلایلی دوست دارند.
تنها دلیلی که ممکن است کسی از تو متنفر باشد این است که می خواهد مثل تو باشد.
یک لبخند تو می تواند برای هرکسی خوشبختی بیاورد حتی اگر او از تو خوشش نیاید
هر شب کسی با فکر تو به خواب می رود
تو برای یک نفر یک دنیایی
بدون تو شاید کسی نتواند به زندگی ادامه دهد
تو فردی بخصوص و بی همتایی اما به روش خودت
کسی که تو حتی از وجودش بی خبری تورا دوست دارد
وقتی احساس می کنی دنیا به تو پشت کرده ، نگاهی بینداز ، بیشتر مانند این است که تو به دنیا پشت
کرده ای.
وقتی که فکر می کنی شانسی نداری به آنچه که می خواهی برسی ، به آن نخواهی رسید اما وقتی به خود ایمان داری دیر یا زود به آن خواهی رسید
همیشه شکایاتی را که به تو می شود به یاد داشته باش و کلمات زشت آن را فراموش کن
همیشه احساست را بیان کن به این ترتیب دیگران از آن باخبر می شوند
اگر دوست خیلی خوبی داری زمانی برایش بگذار تا دریابد که چقدر برایت باارزش است
تو باید دوست فوق العاده ای باشی چرا که این مطالب را می خوانی.
پ.ن: سعدی را گفتند: عالم بی عمل به چه ماند؟ گفت: به زنبور بی عسل![]()
و باز در جایی دیگر میگوید: دو کس رنج بیهوده بردند، آنکه داشت و نخورد و دیگری دانست و انجام نداد.![]()
مگه نه؟؟؟![]()
یکشنبه یازدهم آذر 1386
بعضي وقتها دل آدما بدجوري تنگ ميشه.وقتي كه ديگه هيچ هدفي تو زندگي برات باقي نميمونه.نه اميدي براي بودن و نه آرزويي براي آينده. بعد خودت رو ميسپاري دست سرنوشت تا ببيني چي روي پيشونيت نوشته. آخه ميگن سرنوشت آدما رو پيشونيشون نوشته شده. بعدشم تصميم ميگيري بي صدا و تنها غزل خداحافظي رو بخوني. از همه كس و همه چيز ميبري و تنهاي تنها ميشي.و خودت رو به يه سرنوشت الله بختگي ميسپري. اينا رو مينويسم تا بدوني كه چقدر ممكن هستش كه اميدت براي ادامه دادن رو از دست داده باشي. بي پناه و بي تكيه گاه. روزها كارت اين باشه كه تو خيابونها پرسه بزني و آدماي مختلف رو نگاه كني و حسرت روزهاي از دست رفته رو بخوري. روزهايي كه ميتونستي بهتر از اين باشي . روزهايي كه واسه خودت كسي بودي و كسي بود كه دوست داشته باشه كه به حرفات اهميت بده. و تو راحت بتوني باهاش درد دل كني و اونم سنگ صبورت باشه. ولي حالا با غرور بيجا و تكبر و خودخواهيهات تنها شده باشي. ميدوني چقدر سخته ؟ ميدوني چقدر احساس حقارت ميكني؟
بعد كه همه اميدت رو از دست داده بودي و تصميم گرفته بودي كه زندگيت رو بسپاري به دست تقدير،
يكي تو اين روزاي سخت بياد و كنارت باشه و به حرفات گوش بده. و تو خسته تر از هميشه سرت رو روي شونه هاش بزاري . يكي كه هرچند مثل گذشته دوستت نداره و شايد هم حوصله شنيدن حرفات رو نداشته باشه. ولي باز بياد و كنارت باشه، باز بگذره از خيلي چيزا كه باعث آزارش ميشه و تو آروم ميشي كه يكي كنارت هست و به حرفات گوش ميده و تو ميتوني بهش اعتماد داشته باشي.
ميدوني اين مثل چي ميمونه؟مثل اينه كه تو يه روز گرم تابستوني وسط كوير يكي پيدا بشه و يه ليوان آب سرد بده دستت و يا يه چيزي مثل اين. و تو حس ميكني كه بهشت رو بهت داده باشن.
و تو هيچ چيزي نداري كه اين محبتش رو جبران كني و فقط ميتوني ازش تشكر كني....َ
ممنونم که کنارم هستی
جمعه نهم آذر 1386
من که میدانم شبی عمرم به پایان می رسد
پس چرا عاشق نباشم؟؟؟؟
بی تو طوفان زده دشت جنونم
تو چه سان می گذری غافل از اندوه درونم؟؟؟؟
پ.ن: دلم خیلی تنگه.....همین



